الشيخ رسول جعفريان

51

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

وجود و بود بىنمود خواهد شد » . در غير اين صورت « حصار اصفهان را هر چند برج و باره به اوج افلاك رسانيده ، با حضيض خاك برابر خواهيم كرد و به قانونى گوشمال دهيم كه تا صداى صور قيامت از ياد سامعهء اهل عراق بيرون نرود » . « 1 » در جنگى كه درگرفت ، شيبك خان كشته شد و هرات و مرو به دست شاه اسماعيل افتاد . از عجايب آن كه وزير شيبك خان كه خواجه محمود سرخ بود ، « كليد مرو را برداشته ، به عزّ بساطبوسى سرافراز شده ، چون شيعه بود منظور نظر كيميا اثر گشت و در مجلس خلدآيين راه يافت . » « 2 » طبيعى چنان بود كه در اين جنگ مذهبى ، سخت‌گيرى از هر دوسوى باشد و در اين ميانه برخى از عالمان هم به دليل گرفتار شدنشان در اين مباحثات و درگيرىها ، پس از شكست ، گرفتار عقوبت شوند . يكى از چهرگان آن زمان هرات ، شيخ الاسلام هرات شيخ سيف الدين احمد بن حيى بن سعد تفتازانى بود كه « در اكثر علوم فريد عصر خود بوده ، قرب سى سال در زمان پادشاه مغفور سلطان حسين ميرزا بايقرا در خراسان شيخ الاسلام بود » و « در ماه رمضان سنهء مذكوره به واسطهء تسنن به قتل آمد » . « 3 » به گزارش نويسندهء عالم‌آراى صفوى ، زمانى كه شاه اسماعيل به سوى هرات مىآمد ، قلى جان نامى ، فتح‌نامهء سلطان را به هرات آورد . وى مردم را در مسجد جمع كرد و گفت تا لعنت بر اعداى دين و دولت بكنند . در اين وقت « قاضى اخم رو نمود ، فرمود گرفتند او را و خطيب را و شمشير كشيده زد به گردن ايشان و هر دو را كشت و غلغلهء خلايق برخاست و كلانتر را فرمود : اگر خواهى كه از گناه تو درگذرم سبّ خلفاى ثلاثه بكن . گفت : مگر از خداى نمىترسى ؟ اين چه قسم سخن است كه تو مىگويى ؟ او را نيز گردن زد و شيخ الاسلام را گرفت . هر چند التماس كردند كه او را ببخش ، گفت تا سب نمىكند نمىبخشم . گفتند : ترجمان بستان . پنج هزار تومان ترجمان قبول كردند كه بدهند و چون زر آوردند ، زد شمشير بر گردن او و گفت : هركس لعنت بر خلفاى مىكند ، يك تومان از اين زر به او مىدهم . شيعيان خبردار شدند و لعن كردند و هر سرى يك تومان زر گرفتند . . . و در آن روز قريب به ده نفر از كدخداهاى بزرگ سنى را كشت كه مىگفت : لعنت كنيد ؛ تا ايشان اندك ايستادگى مىكردند ، به دست خود گردن مىزد . تا مىگفت از ترس او همان دم به آواز بلند

--> ( 1 ) . تاريخ راقم سمرقندى ، ص 127 - 128 ( 2 ) . قمى ، قاضى احمد ، همان ، ج 1 ، ص 113 ( 3 ) . قمى ، همان ، ج 1 ، ص 113 ؛ عبدى بيك شيرازى ، تكملة الاخبار ، ص 50 ؛ نك : پارسادوست ، شاه اسماعيل اول ، ص 326